این روزها که گذشت...(آذر 96)
سلام و صد سلام به همه دوستان خوب خودم و گلهای کوچک زندگیم. این روزهای ما پر شده از روزهای پر تلاطم و استرس. عمل قلب باباجون و عمل گوارش مامان حاجی برجسته ترین اتفاقات آذر ماه گذشته بود. و تولد گل دخترم که در گیرودار بیمارستان و عمل ها ماند. هر چند می خواستم تولد کوچکی در منزل برای دخترم بگیرم و البته آن هم بخاطر مریضی و تب دخترکم انجام نشد. و ما بر آن شدیم که باگذشت زمان و کم شدن استرس تولدی برای دخترکم مهیا کنم. آویسای من هنوز کلاس مشاعره و شناش برقراره. در یکی از روزها من مهمان کلاس دخترم بودم و ایشان معلم کلاس. تا حرف اٍ را تدریس کنن. کیف پول و کلوچه هدایایی بود که برای همکلاسی هایش تدارک دیدیم و دخترم آغلز کلاسش ر...




